?Is that too much
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
دکستر:xa0تو رویایی داری؟ برای زندگیت؟ برای آیندهت؟ ریتا: البته. تو چی؟ دکستر: ممکنه عجیب باشه. میخوام یه روزی راضی باشم. فقط احساس راحتی کنم مثل هر کس دیگهای. میخوام... ریتا: یه زندگی نرمال داشته باشی. دکستر: آره. یه زندگی عادی. ادامه مطلب
به خاطر یک مجتبی!
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
هفته قبل به بچهها قول دادم فردا چندتا کتاب خوب برای نمایشگاه بهشون معرفی کنم. یادمه اسم چندتا کتاب رو روی تخته نوشتم و چون عجلهای شد گفتم بقیهاش هفته بعد که یه کم موضوعیتر صحبت کنیم روش. بچهها سریع مشتاق میشن. هرچند نسل کتابخونی نیستند. ولی وقتی داستان کتابها رو با آب و تاب براشون بگی میشینن و گوش م...
چرا کتابهای خوب به ما نمیچسبد؟
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
گاهی وقتها یه کتابی تو 15 سالگی کتاب منه. ولی تو 20 سالگی دیگه کتاب من نیست. اگه اصرار کنم که به خاطر تواتر خونده شدن کتاب و فقط محض رفع تکلیف و پر کردن آمار گودریدز بخونمش خودم رو آزار دادم و بدتر از اون ظلم بزرگی در حق اون کتاب کردم. ادامه مطلب
به یاد توکای مقدس که میتواند شبکه اجتماعی خودش را انتخاب کند پس بیشتر هست!
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
شما قیمه نذری ظهر عاشورا رو که بزنی کافیه! تا جون داشته باشی بعد آروغش تو راهپیمایی 22 بهمن از آزادی بری انقلاب و حنجرهات رو با تکرار شعارهای مرگآفرین پاره کنی و پیاده دوباره از انقلاب گز کنی تا آزادی و حواست باشه احیانا تو مغزت دنبال ارتباطی بین این دو تا کلمه نگردی! بعدشم میرسی به روز انتخابات که ...
استاد عشق
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
حالا همهمان در آن مدرسه تنها امیدی که داشتیم زنگ ریاضی بود. زنگی که آقای معلم سیبیلویش ما را به دنیاهای مختلف میبرد. به ما محبت یاد میداد و شریک تنهاییهایمان میشد. برای چند ساعت حس میکردیم دیگر جنگ زده نیستیم. فقیر نیستیم. پایین شهری نیستیم و بعضیهایمان حس میکردیم دیگر بیپدر هم نیستیم. ادامه مطلب
ما چگونه ما شدیم!
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
همیشه که قرار نیست بریم سر کلاس و جلوی تخته و یه آدم عینکی برامون درس بده. میشه از رو قیمت کتابا هم درس یاد گرفت. به خدا این کتابا رو بابام نخریده! من با دستای خودم همین چند سال پیش خریداری کردم. خدا به داد اون دانشجوهایی برسه که قراره آمار کتابخونی تو مملکت ما رو ببرن بالا و با 40 تومن یارانه! خیر ...
متصل است او!
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
تا آخر هفته دو تا مراسم بزرگداشت هفته معلم باید به صرف شام برم که ترجیحم به دلیل فاصله زیادشون از خونه و ماشین نداشتن نرفتنه ولی به دلایل بسیار خندهداری باید برم! علاوه بر اون رفتن به نمایشگاه و دو شیفت رفتن به جای همکار دیگهای و رفت و آمدهای روزانه رو حساب کردم دیگه هیچ فرصت پرتی برای یللی و تللی! ...
هویجوری 145
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 19:16
خواب دیدم دست توxa0 در دست مرد دیگریستxa0 خوب شد، مادر مرا از خواب بد بیدار کرد...xa0 م.ح(شاعرتنها)xa0 xa0 xa0 xa0xa0 + از سرودههای شاعر زذ بیان :)xa0
من انقلابی نیستم
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 16:28
درون پر از خشمم رو نمیتونم کلمه کنم. + میگن خشم یه احساس ثانویه است که به دلیل یک احساس اولیه و برای پنهان کردن اون در ما شکل میگیره. من خشمم به خاطر نبودن توئه. قبل از اینکه در دلم انقلاب بشه بیا. چون نتیجه هیچ انقلابی تو هیچ تاریخی اون چیزی نبوده که قرار بوده باشه!
کامنت برگزیده(1)
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 11:35
تو حتی آداب دوست داشته شدنم بلد نیستی.
فلسفه تو فاصله واحد کپی پشت دانشکده فیزیک تا کتابخونه مرکزی
-
تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 20:19
زنون یه آدم معروفه که کلی پارادوکس مطرح کرده. یکیش اینه که میگه فرض کنین قهرمان یونانی آشیل بخواد با یه لاکپشت مسابقه بده. از اونجا که آشیل مطمئنه که لاکپشت رو میبره اجازه میده لاکپشت یه کم جلوتر از اون مسابقه رو شروع کنه.xa0 وقتی آشیل خودش رو به نقطهای که لاکپشت مسابقه رو شروع کرده میرسونه لاکپشت ی...
شاید دلی برای کامنتی تنگ شده باشد
-
تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 4:10
یکی از بدترین چیزهای بیان اینه که نمیتونی بری تو کامنتها و کامنت شخص خاصی رو سرچ کنی تا بیاد. مثلا اگه یه نفر دو سال پیش بهت یه کامنت داده باشه و دیگه ازش کامنتی نداشته باشی خدا میدونه چه هفت خانی رو باید رد کنی تا بتونی پیداش کنی... هرچند بیانیها ثابت کردن با لافکادیو لج کردن و حتی میخوان سر به تنش...
کوچ کردی از من
-
تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 4:10
آیین هر آهنگ چاووشی یه پست از لافکادیو رو چندوقتی بود کنار گذاشته بودم. اما این آهنگه توش دلبر داره... تازه دلبرش هم مغروره... توش پُره از پریشونی و پشیمونی.... تازه پاییزی هم هست... تهش هم قول میگیره از دلبر که برگرده... هر چند همهمون میدونیم که برنمیـ....حالا اول هفته رو با بارونی که داره تُن تُن ...
شاید به نظر آیی...
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 12:42
دیروز عینکم رو عوض کردم. بیست و پنج صدم چشم راستم نمرهاش بالاتر رفته بود. خانوم اپتومتریست اعصاب نداشت. وقتی بهش در مورد راهاندازی یک سیستم ساده هماهنگی با مراجعین توضیح دادم دلخور شد و گفت چونهات رو بذار اینجا. پیشونی هم بچسبد اینجا. آن دورها تک درختی وسط دشت مدام فولو و فوکوس شد. بعد هم نسخه را نو...
پلاسکو نویسی
-
تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 17:50
اون روز که پلاسکو سوخت. ساعت حدودای یازده بود که اومدم پشت لپ تاپ نشستم و همینطور که شبکه خبرxa0 سوختن پلاسکو رو نشون میداد به قصه آدمهای توی پلاسکو فکر کردم. به آتشنشانا، به کسبه، به پادوها، به مردمی که اونجا بودند، به اونایی که تو مسیرشون هر روز از جلوی پلاسکو رد میشدند و به خیلیای دیگه که زندگیشو...
مثل تو
-
تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 8:32
+ فقط باید درک کنی... تو خیلی هستی میچ! - خیلی چی؟ + با یه دختر آشنا میشی، شاید خوشگل باشه، شاید باهوش باشه، شاید بامزه باشه، شاید والدینت ازش خوششون بیاد. شاید خیلی شانس بیاری و یکی دو تا از این ویژگیها رو داشته باشه. تو همهاش رو داشتی. این خیلیه.xa0
هویجوری 142
-
تاریخ: 1396/10/23 ساعت: 22:00
گفتی مرا به خنده: «خوش باد روزگارت» کس بیتو خوش نباشد، رو قصهی دگر کن xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0مولانا + شعر ارسالی از محمدحسین حفظه الله
کفشدوزکها از شهر ما رفتهاند
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 17:40
بچه که بودیم وقتی کفشدوزکی در حیاط یا میان سبزیهایی که مامان خریده بود پیدا میکردیم میگذاشتیمش رو دستمان و دعا میکردیم برود روی انگشت اشارهمان. بعد چشمهایمان را میبستیم و در دلمان به چیزهایی که میخواستیم فکر میکردیم. آبجی بزرگه گفته بود به آرزوهای واقعیتان فکر کنید. آروزهای خیلی خیلی خوب. ادامه مطلب
شاید سلام در دل سنگش اثر کند
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 17:40
همین الان پیامک رسید که محمد یس صحیح و سالم به دنیا اومده و کلی باباش ذوق کرده:) یه جوری از بابا شدن دوستم خوشحالم که انگاری خودم بابا شدم. خدمت شما عرض شود که پیمان دوست منه نه داماد ما:) از صبح کلی پیام تبریک تحویل گرفتیم که دایی شدنتون مبارک. من 5 بار تا الان دایی شدم به خدا بسه برام. همینا مخم ر...
خوابیم یا بیدار؟
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 17:40
آفرود: الان نسبت به دنیا هوشیار و بیدارم. قبلش خواب بودم. اینجوری بود که گذاشتیم اتفاق بیفته. وقتی کنگره رو سلاخی کردن ما بیدار نشدیم. وقتی تروریستها رو مقصر دونستن و قانون اساسی رو معلق کردن ما اون وقت هم بیدار نشدیم. گفتند اینها همهاش موقتیه. هیچچیزی فورا تغییر نمیکنه. تو وانی که به تدریج گرم میشه...