کفشدوزکها از شهر ما رفتهاند

خرید بک لینک

بچه که بودیم وقتی کفشدوزکی در حیاط یا میان سبزیهایی که مامان خریده بود پیدا میکردیم میگذاشتیمش رو دستمان و دعا میکردیم برود روی انگشت اشارهمان. بعد چشمهایمان را میبستیم و در دلمان به چیزهایی که میخواستیم فکر میکردیم. آبجی بزرگه گفته بود به آرزوهای واقعیتان فکر کنید. آروزهای خیلی خیلی خوب.

ادامه مطلب
اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 17:40

صفحه بندی