اولش کجا بودم؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «just like that my life is broken lyrics» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : The night which God saved me via his goddess و ?Is that too much و That man doesn't exist anymore و Just like my life

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت اولش کجا بودم؟ دسترسی پیدا کنید

The night which God saved me via his goddess

شما نمی دونید وقتی یه دختر پا میذاره تو زندگی یه پسر چه اتفاقی می افته! شما نمی دونید ممکنه اون پسر وقتی بی حوصله تو بزرگراه همت غرب به شرق تا شیخ فضل الله رفته به خاطر یه پیامک به به چه بلال هایی دا...

ادامه مطلب

?Is that too much

دکستر: تو رویایی داری؟ برای زندگیت؟ برای آینده ت؟ ریتا: البته. تو چی؟ دکستر: ممکنه عجیب باشه. می خوام یه روزی راضی باشم. فقط احساس راحتی کنم مثل هر کس دیگه ای. می خوام... ریتا: یه زندگی نرمال داشته باشی. دکستر: آره. یه زندگی عادی. ادامه مطلب...

ادامه مطلب

That man doesn't exist anymore

تو پیکی بلایندرز تامی شلبی و برادراش تو جنگ جهانی اول وقتی تو جبهه فرانسه برای انگلستان می جنگیدن تو به نبرد جا می مونن. نیروها عقب نشینی می کنن و گویا سواره نظام نمیاد به کمک اونها. وقتی فکر می کردن آخرین لحظه های زندگی شون رو میگذرونن با هم یه سرودی رو می خونن و آماده مردن میشن که یه دفعه سواره نظام از راه میرسه. اونا زنده می مونن. مدال می گیرن و به خونه برمیگردن. اما اون آدما دیگه وجود ندارن. اونایی که به خونه برمیگردن هیچ شباهتی با اونایی که به جنگ رفتن ندارن. یا به قول خودشون اون آدم دیگه وجود نداره. هر بار تو فیلم که لحظه مرگ یکی شون نزدیک میشه انقدر بی خیال و آماده ان که دشمناشون هم می ترسن. همین هم باعث شده که توماس شلبی تا اپیزود چهارم هنوز سر پا و زنده است. آدمی که یه بار مرده دیگه چیزی برای از دست دادن نداره. به قول خودش من از اون لحظه تو جبهه تو وقت اضافی زندگی ام. آدم برای وق...

ادامه مطلب

Just like my life

Negan: Bet you thought you were all gonna grow old together, sittin' around the table at Sunday dinner and the happily ever after. No. Doesn't work like that, Rick. Not anymore. ادامه مطلب...

ادامه مطلب